تبليغاتX
خودرو ماشین اتومبیل

پنجشنبه 1387/02/12

دیار گور

                                          بسم الله الرحمن الرحیم

از آخرین مطلب ارسالی من بیش از دو ماه می گذرد ، این تار گسترده ی وب آنچنان گسترده و بی در پبکر است که آدمی گاهی اوقات اسم گوگل را هم فراموش می کند چه برسد به اسم دوستان و وبلاگهایشان !

تقریبا یک هفته پیش می توانست مراسم چهلمین روز در گذشت دلخراش من باشد !

اگر نمی دانید یا خبردار نشدید ، اکنون بدانید که در ۲۵ اسفند هزار و سیصد و هشتاد و شش ، ۲۲ تن از سرمایه های ملی به باد رفت .

در سخنرانی هایشان می گفتند این اصحاب الشهدا در دیار نور به نور پیوستند !. آنها قبل از اینکه نور بشوند بروند هوا ، انسانهایی بودند که برای به ثمر رسیدنشان سرمایه ها خرج شده بود ، برایشان غصه ها خورده بودند ، چشمانی برای دوریشان گریسته بود ، آنها اسراف شدند ! آنها را باد دادند و هر ساله به بادخواهند داد !. اکثرا سال سوم یا چهارم بودند و می خواستند کارشناس و مهندس بشوند !

خدا اسراف کاران را دوست ندارد !. شلنگ آب را می گویند باز نگذارید که اسراف است ، بعد تعدادی از نوع بشر که خداوند برای خلقشان به خود آفرین گفته را می کشند و می گویند تقدیر و قسمت الهی شامل حالشان شده بود ! خدایشان بیامرزد .

چرا چنین تقدیری شامل کافران و ظالمان و جهان خواران نمی شود ! چرا چنین حادثه ای در آلمان اتفاق نمی افتد ! . سر تا پا بی برنامگی هستیم و به پایان جملات خود ان شاءالله می بندیم و وقتی کار خراب شد می گوییم قسمت بود دیگه !

مگر خداوند نگفته سرنوشتان را خودتان رقم می زنید ، هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر خودشان بخواهند . آری فلسفه ی ما سفسطه ی ما ! دین ما سیاست ما و سیاست ما دین ما !

وقتی اخبار را گوش می کنیم می گوید مسئولین در جلسه ای حاضر بودند و .... حالا چه شده است وقتی نوبت به مسئولیت پذیری می رسد همه طلب کار هستند.

باید چند نکته را پذیرفت ؛ ما ایرانی هستیم و ایران یک جهان سومی است ! کشوری که هشتش گروی نهش است -نه امروز یا بعد از انقلاب ، بلکه تا بوده همین بوده و هست. باید سخت سوخت و ساخت !

ایران مقتدر ، ایران هسته ای ، ایران اسلامی شهادت دانشجویان مبارکت باشد .

باور کنید اصلا حوصله ی تایپ و وقت گذتشتن برای وبلاگ را نداشتم !

بیام چی بگم ، از اهمیت دادن بنز به جان انسانها بگویم یا از آتش گرفتن دوستانم !

خیلی سیاسی شد ! شاید در یک هفته ی آینده مطلب رو پاک یا سانسور کنم ! چون اصلا دلم نمی خواد بلایی سر خودم بیارم !

فقط اگر مسئولی یا مخبری این مطلب را خواند ، بداند ، در هیچ دین ومسلک و آیینی کشته شدن انسانها امری کوچک نیست. یه من این حق را بدهید به خاطر سه دوستم عصبانی باشم و بد و بیراه بگویم. یعنی فعلا خودم و وبلاگم رو ف ی ل ت ر نکنید !.

نوشته شده توسط عبدالله صالح در 0:30 قبل از ظهر |  لينک ثابت   •